- از ابتدای خلقت دنیا به جای صلح همواره جنگ بوده سر ماجرای صلح!
- غرق نگاه مست تو ام عشق ناگزیر غرق نگاه مست تو دست مرا بگیر
- آشی نخوردم و دهنم سوخت از غمش دنیا همیشه جُور به لب های بسته کرد
- دف زنان در نفس باد صبا می پیچد عشق در نی لبک خاطره ها می پیچد
- شب های اشک بار و پریشان دیگری ست حالا که نیستی شب و باران دیگری ست
- ایل ما در لحظه های عزلت خود جان سپرد از همان روزی که دل را دست زلف ارزان سپرد
- مغز و زبان تنها ترین رویای قصاب است چاقوی تیز و خون همه دنیای قصاب است
- چاقوی تیز و خون همه دنیای قصاب است مغز و زبان رویایی از شب های قصاب است
- لب های تو آوازه ی آواز بنان است گیسوی تو چون رود ارس نرم روان است
- هر چشم به در دوخته ، باید که بسوزد چون جنگل دل سوخته باید که بسوزد

آخر شکست میخورم از دست چشم هات
موهات دست باد و ... تو هم خسته چشم هات
"قزاق ها "به شهر تو نزدیک میشوند
"سرباز "های شهر تو هم مست چشم هات
"ستار خان" به عشق تو "سردار "می شود
دل برده از "ستاره ام " آهسته چشم هات
"مشروطه " با نگاه تو "تبریز" را گرفت
"جنگل" قیام کرده و پیوسته ، چشم هات :>
آشوب کرده است دل و دین شهر را
محراب ، قبله ،مسجدو گلدسته چشم هات
یک اعتراف و از سر خود باز می کن وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی ...
تو رفته بودی از این شهر باز دور از تو
هزار بار نوشتم ... هزار جور از تو
هزار بار نوشتم که دوستت دارم
و ... بد شگونی چشمان شور دور از تو
تمام خاطره ها را ورق بزن اینک
دل و ترک همه از من ، فقط مرور از تو
هزار بار نوشتم که : ماندن از دل من
تو کردی از من تنها شبی عبور ... از تو :-
_ هنوز خاطره دارم ، هنوز در دنیام
که روشنایی شب های سوت و کور از تو...
هزار بار نوشتم که بی قرار تو وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی ...


دوری ات ، تلخ تر از " قهوه ی تلخ قجری"
زندگی بی تو مساوی شده با دربه دری
بی تو دنیای من از جنس " کویر لوت " و ...
ای که سر سبز تر از خاطره ی" رامسری"
"اصفهان" با همه ی جاذبه اش می داند
که تو برجسته ترین بارقه های هنری
ماه من!چشم تو" دریای " - پر ازخوشه ی -" نور "
متجلی شده در شور صدای " قمری"
رفتی و حال و هوای دل من ریخت به هم
اصلا از حال دلم هیچ نداری خبری
سهم تو غربت و دل ت وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی ...
